درباره اردبیل

استان اردبیل با 17953 کیلومتر مربع وسعت در شمال غربی فلات ایران جای گرفته و حدوداً 09/1 درصد مساحت کل کشور را تشکیل می دهد.

این استان از شمال با جمهوری آذربایجان، از جنوب با استان زنجان، از غرب با آذربایجان شرقی و از شرق با استان گیلان همسایه است. 5 شهرستان این استان حدود 382 کیلومتر با کشور جمهوری آذربایجان مرز مشترک دارد که در 159 کیلومتر آن رودهای ارس و بالهارود جریان دارد.

سه عامل شکل دهنده اقلیم آب و هوایی استان، توپوگرافی، زاویه تابش نور و جریانات هوایی می باشد. سبلان با وسعت حدود 6 هزار کیلومتر مربع و 4811 متر ارتفاع در بین دو دشت پهناور مشکین شهر و اردبیل واقع شده است.

براساس آخرین تقسیمات کشوری استان اردبیل شامل10 شهرستان، 26 بخش، 23 شهر و 68 دهستان است. این استان طبق آخرین سرشماری دارای بیش از  1228155 نفر جمعیت است که شهر اردبیل بعنوان مرکز استان بیش از 418262 نفر از آن را در خود جای داده است.

موقعیت جغرافیایی

استان اردبیل درشمال غربی فلات ایران بین مختصات جغرافیایی 37.45 تا 39.42 عرض شمالی و 48.55 تا 47.3 طول شرقی از نصف النهار گرینویچ واقع شده است. از شمال با جمهوری آذربایجان همسایه بوده ونزدیك به 5/282 كیلومتر مرز مشترك آبی وخاكی با این كشور دارد. از قسمت شرقی با استان گیلان از جنوب با استان زنجان و از غرب با استان آذربایجان شرقی هم جوار است. استان اردبیل از نواحی سردسیر كوهستانی محسوب می شود و به طورکلی از نظر ویژگیهای حرارتی سرد بودن ویژگی مشترك تمامی گونه های اقلیمی استان است. حتی قسمت شمالی استان كه به جهت پست بودن منطقه دارای اقلیم معتدل است به طور متوسط 50 روز در سال شاهد یخبندان می باشد میزان نزولات جوی در استان اردبیل به طور متوسط بین 250 تا 600 میلی متر در سال نوسان دارد. معروفترین و بزرگترین رشته كوههای استان سبلان و طالش است. سبلان با ارتفاع 4811 متر در منتهی الیه شرقی رشته كوه قوشا داغ واقع شده و بلندترین نقطه استان به شمار می آید. این آتشفشان خاموش با مناظر بدیع و نعمات فراوان اطراف خود از زیباترین قلل جهان محسوب می شود. بر اساس آخرین تقسیمات كشوری استان اردبیل با وسعتی معادل 17951.4 كیلومتر مربع به لحاظ وسعت حدود 09/1 درصد مساحت كل كشور رابه خود اختصاص داده است. این استان به مركزیت شهر اردبیل 9 شهرستان ، 19 شهر ، 21 بخش ، 63 دهستان و 2218 آبادی می باشد.

تاثیر ادوار قبل از اسلام در اردبیل

باید اظهار تاسف نمود كه از دوران قدیم اردبیل ، به خصوص از وضع قبل اسلام آن ماخذ كامل وكافی موجود نیست موسی خورن یكی از نویسندگان قدیم ارمنی است و نوشته های او نزد تاریخ نویسان اعتباردارد او فهرستی از استانهای ایران در عهد ساسانیان باقی گذاشته ، طبق این فهرست ایران درآن دوره به چهار ایالت بزرگ تقسیم می شد ون ظر به اهمیت و اعتبار هریك از آنها به استانداران آنها تخت نقره از طرف پادشاه اعطا می گردید قسمت سوم این استانها ، در فهرست مذكور باختر ذكر شده و شامل آذربایجان و ارّان و ارمنستان و ولایات جنوبی و غربی دریای خزر بوده است. آذربایجان به قول خورن ، دو پایتخت یا دوكرسی داشت ، یكی اردبیل و دیگری گنزك یاشیز قرون اسلامی ،كه امروزه به نام تخت سلیمان خوانده می شود. در تشكیلات دوران انوشیروان ، آذربایجان مركز شمال بود و شمال را در آن عهد كوستی آپاختا یعنی به سوی شمال می نامیدند و حاكم نشین آن آرتاوید یا اردبیل بوده است طبق صریح نوشته او ، اردبیل كرسی شمالی آذربایجان بوده است ، بدین اعتبار می توان گفت كه مقر استاندار زرین تخت عهد ساسانیان ، این شهر بوده و از عظمت و موقعیت سیاسی و اداری خاصی بهره مند می گشته است. از جمله مطالبی كه در باب اردبیل قابل تامل و رسیدگی است مسئله ظهور زردشت و ارتباط آن با این شهر می باشد. مورخین اتفاق نظر دارند كه از زمان مادها ، دشت مغان و اطراف آن یعنی حوالی اردبیل ، متعلق به پیشوایان درجه اول مذهبی و محل استقرار آنها بود و تعلیمات عالیه دینی وتربیت مبلغین مذهبی درآنجا صورت می گرفت. چون بزعم بعضی از تاریخ نویسان زردشت نیز از روحانیون عهد خود به شمار می آمد. به خاطر چنین می گذرد كه اگر در جای دیگری نیز متولد بوده طعبا در این منطقه تعلیم یافته و افكار دینی یا الهامات غیبی خود را در آنجا به دست آورده است و با این تربیب دعوتهای اولیه او نیز در این حوالی صورت گرفته و حدود اردبیل و دامنه های سبلان نخستین محل انتشار آن كیش باستانی بوده است وجه تسمیه مغان به عقیده جمعی از محققین به آن جهت است كه سالی یك بار پیشوایان آئین زردشت درآنجا گرد می آمدند و درباره مسائل دینی سمینارهائی ترتیب می دادند چون سمینارهای دینی در جوار مقدس ترین امكنه هر مذهب تشكیل می شود ترتیب اجتماعات مذهبی موبدان زردشتی در این سامان می تواند دلیل آن باشد كه اردبیل و سبلان از نقاط بسیار مقدس دین باستانی ایران به شمار می آمده و احیاناً محل بعثت و دعوت اولیه پیشوای آن بوده است.


اردبیل در دوره صفویه

شیخ صفی در عهد تسلط مغول بر آذربایجان ، یعنی در سال 650 هجری در كلخوران ،كه قریه ای است در سه كیلومتری شمال غربی اردبیل ، دیده به جهان گشود حیات او با دوران زندگی دانشمندان بزرگی نظیر مولانا جلال الدین رومی صاحب كتاب مثنوی ، شیخ سعدی شاعر نامدار پارسی ، امیر عبدالله شیرازی ، شیخ نجیب الدین بزغوش ، علا الدوله سمنانی ، شیخ محمود شبستری ، و شیخ محمد كچه چی كه از عرفا و بزرگان آن عهد بودند معاصر بود شیخ صفی الدین بعد از مرگ استادش شیخ زاهد گیلانی اردبیل را محل اقامت خود قرار داد و با عزت و احترام در این شهر زندگی نمود و بنا به نوشته ریاض العارفین "زیاده از صد هزار كس تربیت نمود" در آخر عمر خود به سفر حج رفت و در آنجا وثیقه ای به قلم آورد و فرزند خود صدرالدین موسی را بعد از خود صاحب خرقه و سجاده ساخت و اول محرم سال 735 هجری به اردبیل بازگشت ولی حیات او بعد از مراجعت طولی نكشید و ظهر روز دوشنبه 12 محرم بداعی حق لبیك گفت شیخ صدرالدین موسی بعد از پدر صاحب خرقه شد اوكه 59 سال بر مسند ارشاد نشست مردی عالم و مفسر بود و طبع شعر داشت. او بود كه درهای مسجد جمعه اردبیل را از گرجیان پس گرفت در مراتب كمالات معنوی او می نویسند كه از اوان كودكی قدرت معنوی بسیار داشت و صاحب كشف وكرامت بود بنای اصلی بقعه شیخ صفی الدین از آثار اوست كه خود ایشان نیز در كنار قبر پدرش شیخ صفی الدین مدفون گردید بعد از صدرالدین فرزندش خواجه علی معروف به سیاه پوش صاحب سجاده گردید و ارشاد مریدان به او محول شد خواجه علی مردی دانشمند و با فضیلتی بود و واقعه ملاقات امیر تیمور گوركان را در اردبیل با او می توان به تعبیری ، سنگ اول بنای سلطنت صفویان دانست زیرا در این ملاقات بود كه شیخ وسیله آزادی سران هفت طایفه بزرگ گردید طوایفی كه بعدها به نام قزلباش در ایران صاحب قدرت گشتند و در تاسیس سلسله صفویه مؤثر شدند. بعد از خواجه علی فرزندش ابراهیم معروف به شیخ شاه جانشین وی شد اوكه در سفر حج همراه پدر بود در بیت المقدس به تجهیز جنازه پدر مباشرت كرد و چون به اردبیل بازگشت به ارشاد مریدان پرداخت و 21 سال بدین كار توفیق یافت و در سال851 هجری ، هنگام ارتحال بسرای باقی ، سجاده ارشاد را به فرزندش شیخ جنید واگذاشت بعد از او فرزندش شیخ حیدر فرزند او به جای پدر بر مسند ارشاد نشست و به تقویت صوری و معنوی مریدان پرداخت پس از قتل شیخ حیدر سه فرزند صغیر او به امر یعقوب دستگیر و به فارس تبعیدشدند و درقلعه استخر محبوس گشتند اسماعیل كوچكترین فرزند شیخ حیدر بود و روز سه شنبه 25 رجب 892 هجری ، یك سال قبل از قتل پدر تولد یافته بود اوتا شش سالگی در قلعه استخر بود و درآنجا از ملاطفتهائی كه منصور بیگ پرناك فرومانروای قلعه نسبت به این سه كودك می نمود بی بهره نبود زیرا او از طرفداران حضرت علی و از ارادتمندان شیخ صفی الدین بود و از این رو مخفیانه از سه محبوس صغیر حمایت می كرد اقامت اسماعیل در گیلان و لاهیجان قریب شش سال و نیم طول كشید و در این مدت قرآن و علوم مختلف را به وسیله استاتید بزرگی مثل مولانا شمس الدین لاهیجی و نجم گیلانی آموخت و در 13 سالگی كم كم به فكر قیام و رهبری مریدان افتاد اسماعیل به سال 905 هجری با هفت تن از مریدان و صوفیان به راه افتاد او هرچه به اردبیل نزدیكتر می شد برعده مریدان و همراهانش افزوده می گشت چنانكه در طارم عده آنها به 1500 نفر رسید و چون عزم جنگ با فرخ یسار شروانشاه نمود هفت هزار تن از طوایف قزلباش بدو پیوستند اسماعیل پس از ورود به اردبیل مصلحت آن دید كه جهاد پدر و جدش را در قفقاز تكمیل نماید و لذا با سپاهی مركب از مریدان خود به شیروان لشگر كشید و با شجاعت و از جان گذشتگی خود و یارانش بر دشمنان فائق آمد و با تصرف خزائن و دفائن شروانشاه عازم تبریز گردید و آنجا را از الوند میرزا بایندر گرفت و پایتخت خود گردانید. اوتشیع را مذهب رسمی ایران كرد و پس از تاجگذاری دستور داد كه به نام اوسكه زر زدند و در آن خود را بنده شاه ولایت خواند شاه اسماعیل در سال 930 هجری در نزدیكها ی سراب بیمار گردید و در آن منطقه بدرود زندگی گفت. جنازه اش را به اردبیل منتقل كردند و در كنار قبر شیخ صفی الدین به خاك سپردند و بزرگترین پسر وی طهماسب میرزا بود كه بعد از پدر در یازده سالگی در تبریز به سلطنت نشست و در سال 962 هجری قزوین را به پایتختی برگزید. اسماعیل دوم جانشین شاه طهماسب دو سال سلطنت كرد و بعداز او سلطان محمد معروف بخدا بنده به پادشاهی رسید و12 سال در این مقام حكومت نمود پایه سلطنت این پادشاه بر دوش فرزند بزرگش حمزه میرزا بود ولی او در سال 994 هجری هنگامی كه درصدد مراجعت از گنجه به قزوین بود به وسیله توطئه خائنانه جمعی از بزرگان قزلباش به قتل رسید فرزند دیگر سلطان محمد كه عباس میرزا نام داشت و در خراسان حكومت می كرد به دستیاری دوتن از بزرگان قزلباش بر پدر قیام كرد و سلطنت را به نام شاه عباس اول به دست گرفت او در سال 996 هجری به سلطنت نشست و42 سال پادشاهی كرد این پادشاه كه از سلاطین مقتدر ایران است اعتقاد خاصی به جد خود داشت و هنگام زیارت از قبر جدش از نیم فرسخی چكمه و پا پوش از پا در می آورد.

اردبیل درعهد نادر شاه افشار

مهمترین واقعه ای كه در اواخر سلطنت صفویان درباره اردبیل قابل ذكر است سازش روسها و عثمانیها برای تقسیم شمال و مغرب ایران و از جمله این شهر تاریخی می باشد كه با ظهور نادر آن نقشه به هم خورد و دست روس و عثمانی از این سرزمین كوتاه گردید. اما نادر درسال 1143 با یك صد هزار سپاه به قصد راندن عثمانیها به آذربایجان آمد و در 27 محرم آنسال تبریز و چندی بعد اردبیل را از تركها پس گرفت آزادی اردبیل مدت زیادی طول نكشید زیرا در شرق ایران گرفتاریهائی پیش آمد ونادر ناگزیر بدانجا رفت و فرصت جدیدی برای تجاوز عثمانیها پیدا شد این بار شاه طهماسب خود با آنها جنگید ولی شكست خورد و عهدنامه ننگینی با آنها امضا كرد ، لیكن نادر آنرا پذیرفت و با عزل شاه طهماسب پسر كوچك او را به سلطنت برداشت وخود نایب السلطنه شد و با عثمانیها جنگهای سختی كرد وی كه در محرم 1146 به قصد این محاربه از اصفهان حركت كرده بود از همدان و سنندج و شاهین دژ و مراغه و تبریز گذشته به اردبیل رسید و قسمتی از سپاهیان خود را در این شهر گذاشت و خود از رود ارس گذشته و به داغستان حمله برد و پس از پیروزی چشمگیری كه به دست آورد عهدنامه ای با عثمانیها در تفلیس منعقد ساخت كه به موجب آن قفقاز وآذربایجان به ایران مسترد گردید در مراجعت از این سفر بود كه نادر به همه ولایات نامه نوشت و سران و بزرگان لشكری وكشوری را به دشت مغان فراخواند و چون همه گرد آمدند خطاب به آنها چنین گفت تاكنون من آنچه لازمه كوشش وجانفشانی بود به جای آوردم و دشمنان ایران مانند افغان و روس و عثمانی را از ایران بیرون كردم به خراسان بازگشته آسایش نمایم همه گفتند هیچ كس برازنده تر از تو برای تخت ایران نیست او یك ماه فرصت دادكه كسی را برای سلطنت تعیین نمایند ولی سرانجام دو ساعت و بیست دقیقه بعداز ظهر روز پنج شنبه 24 شوال 1148 هجری خودش به نام نادر شاه بر تخت مرصعی نشست و سپاهیان و حاضرین با فریادهای شورانگیز او را شاد باش گفتند سرداران و بزرگان ایران متفقاً او را به سلطنت قبول نموده و در شهر اردبیل تشریفات تاجگذاری به عمل آمد.

نقاشی و خطاطی

اردبیلیان بر مبنای معتقدات مذهبی از نقاشی استقبال زیادی نمی کردند بویژه اگر این هنر در مورد موجودات زنده می بود زیرا به آنها گفته شده بود که اگر شکل جانداری را بکشند در روز قیامت باید به او جان دهند این بود که این هنر در این ولایت امکان رشد و پیشرفت نداشت و آنهایی هم که سرانجام ذوق خود را بر این خرافه برتری می دادند هنر خود را در امور مذهبی بکارمی بردند و فی المثل به نقاشی صحنه های خیالی از واقعه کربلا در عاشورای سال 61 هجری می پرداختند و تصاویری به نام شمایل می آفریدند و آنها را در مساجد و حسینیه ها قرار می دادند.

برخی از نقاشان دیگر هنر خود را در پاره ای از بناها مثل سقف گنبدی جامه کنهای حمام ها نشان می دادند و تابلوهایی از عشاق تاریخی مانند"لیلی و مجنون" ، "اصلی و کرم" و نظایر آنها رسم می نمودند یا مناظری از درخت و آب و مرغان زیبا نقاشی می کردند این کارها بیشتر "من عندی" و بدون تعلیم استاد و هنرآموز صورت می گرفت و ذوق نقاش او را به آفریدن چنان صحنه ها وامی داشت زیباترین نقاشیها برروی عصا و چپق و قلیان دیده می شد و هنرمندان ماهر تصاویر ظریف و زیبایی بر روی آنها نقش می کردند و در هشتاد سال پیش مرحوم "میرغفور فاضلی" به استادی در این کار معروف بوده است. برای نقاشی علاوه بر باورهای ناصواب وسایل لازم نیز موجود نبود و کسی در صدد ساختن بوم قلم و رنگهای مختلف برنمی آمد و لذا بطور کلی در اردبیل از حیث این هنر و بالمال مجسمه سازی چیزی دیده نمی شد فقط در ایام نوروز در قریه "داشکسن" یا "ججین" اسباب بازیهایی بنام "توتک" بصورت جانداران مختلف ساخته می شد و بعضی از آنها واقعا ارزش هنری زیادی داشت. برخلاف هنرهای مذکور خط ویسی در حد اعلای توجه بود و اساتید بزرگ و نامداری که غالبا مکتبدار بودند به تعلیم آن می پرداختند و چون برای ارضای ذوق هنری این راه بازتر از هنرهای دیگر بود از اینرو علاقه مندان زیادی نیز در این رشته پیدا می شدند. خطاطی اصول و قواعدی داشت معلم هر روز نمونه ای از طرز نوشتن را که به سرمشق معروف بود بشاگردان می داد و روز دیگر که به نوشته های آنها نگاه می کرد نکات ضعف مشقها را به آنان گوشزد می نمود. خط با دو قلم ریز و درشت نوشته می شد و هریک از آنها انواع و اشکالی داشت که ذکر آنها خارج از گفتار ماست هر چه خط نوشتن مورد توجه بود خط نگهداشتن و به عبارت بهتر جمع آوری و نگهداری نوشته های زیبا معمول نبود و این امر موجب گشته است که امروزه نوشته هایی از اساتید خط اردبیل ولو برای نمونه باقی نباشد.

مشاهیر و دانشمندان اردبیل

باید اظهار تاسف شود كه از نام و شرح حال علمای قبل از اسلام اردبیل و نیز بیشتر دانشمندانی كه درطول قرنهای متمادی بعد از ظهور اسلام از این منطقه برخاسته اند اطلاعی در دست نیست. ولی این بدان معنا نیست كه در این خطه باستانی ،كه قرنهای مركز سیاسی و اداری و علمی آذربایجان بوده است ، عالم ودانشمندی نبوده ولی با توجه به اینكه مغان مركز تربیت علماء و روحانیون دین قدیم ایران بود و زردشت نیز یكی از روحانیون به شمار می آید این مطلب ، یعنی مرکزیت دینی قدیم درجوار اردبیل ، می تواند موجد این فكر باشد كه درآن ایام كسانی از سكنه این ولایت نیز در ملك روحانیون مذكور ، اعم از مخالف زردشت یا طرفدار آئین وی بوده باكسب دانش معمول روز ، به نشر واشاعه آن می پرداخته اند. اما گذشت روزگار چنانكه از دیگران ، نام ونشانی باقی نگذاشته ، یادی از دانشمندان اردبیل نیز درتاریخ نگذاشته است و در نتیجه بی توجهی های گذشتگان یا حوادث ایام ، نه تنها تاریخ اردبیل بلكه تاریخ بیشتر نقاط ایران را از این رهگذر با تاریكیهائی مواجه ساخته است.

مجموعه بازار اردبیل

مجموعه تاریخی بازار اردبیل در میانه شهر و در طرفین خیابان امام خمینی واقع گردیده و به جهت قدمت و دارا بودن معماری سنتی از بازارهای تاریخی و جالب توجه ایران به شمار می آید و چون دیگر بازارها مشتمل بر راسته ها ، تیمچه ها ، سراها و مسجد و گرمابه است.

بازار اردبیل از سابقه طولانی و درخشانی برخوردارمی باشد. مقدسی و اصطخری (قرن چهارم ه.ق) ، بازار اردبیل را به شكل صلیبی توصیف می كنندكه در میانه آن مسجد قرار داشته است. بازار اردبیل در قرن 7و8 ه.ق نیز از رونق فراوانی برخوردار بوده اما رونق اصلی آن مربوط به دوره صفویه است. در این دوره به جهت اینكه اردبیل خاستگاه سلاطین صفوی ، مركز دینی و همچنین جایگاه مقابر شیخ صفی الدین اردبیلی و دیگر گذشتگان سلاطین صفوی بود شهر و بازار آن از اهمیت و رونق خاصی برخوردار گردید.

مجموعه كنونی بازار معرف آثاری از دوره صفویه و قاجاریه است و شامل راسته اصلی بازار ، راسته پیر عبدالملك ، راسته قیصریه ، راسته كفاشان ، راسته غلامان ، بازار زرگران ، سراجان ، پنبه فروشان ، مسگران ، چاقوسازان ، آهنگران ، سرای خشكبار (حاجی میرزا) ، سرای گلشن ، سرای وکیل ، سرای نو یا زنجیرلو ، سرای حاج احمد ، سرای حاج شكر ، سرای مجیدیه ، سرای امام جمعه ، سرای دوگچی و تیمچه زنجیرلی است.

مجموعه بازار با طاق های جناغی و گنبدهای ساده پوشش یافته و عرض طاق نمای مغازه ها به طور متوسط 3 متر و قطر پایه های طاق ها حدود 80 سانتی متر است. روشنایی داخل بازار از طریق روزنه های تعبیه شده در پوشش های گنبدی تامین می شود.

سرای خشكبارها از دو بازارچه موازی هم كه هر دو بر راسته بازار عمودند تشكیل شده و هر كدام دارای 5 دهانه و 51 مغازه است. سرای گلشن نیز مركب از دو بازارچه و یك سرا است و در مقابل سرای زنجیرلی واقع شده وبه راسته بازار و راسته پیر عبدالملك مربوط می شود. بخش اصلی سرا فضایی مستطیل شكل به ابعاد 80/3×94/9 متر می باشد كه پوشش آن متشكل از 9 گنبد در میانه با چهار ستون مدور از سنگ خارا به ارتفاع 75/2 و قطر 52% متر (یا 52 سانتیمتر) و در اطراف بر جرزها نگهداری می شود. ستون ها دارای سرستون مكعب شكل بوده و طاق های زیرین گنبدها توسط تیرهای چوبی به یكدیگر اتصال یافته و مهار شده است.

از دیگر بخش های مهم بازار ، چهار سوق یا بازار بزرگ قیصریه است . این بخش بنایی است مدور با گنبد كروی بلند وساده . قطر بنا در پایین 12 متر و ارتفاع تقریبی آن 13 متر است . بخش زیرین بنا ، بدون در نظر گرفتن پایه مغازه ها و امتداد بازارچه ها عبارت است از 12 پایه كه با 12 طاق جناغی زمینه را برای بر پایی گنبد فراهم ساخته است . در هشت طاق جناغی مغازه ودر 4 تای دیگر راهرو بازارچه ها تعبیه شده است. بر سر بازارچه شمال شرقی ، سنگ نبشته ای به چشم می خورد.

كه به علت فرسودگی امكان قرائت آن وجود ندارد این سنگ نوشته حاوی نام بانی و تاریخ بنا بوده است. تیمچه و سرا و بازارچه زنجیرلی از دیگر بخش های مهم بازار اردبیل است كه به راسته بازار راه می یابد. سرای زنجیرلی بنای هشت ضلعی است (چهار ضلع اصلی و چهار ضلع فرعی) كه ابعاد اضلاع اصلی آن 20/10 متر می باشد صورت 8 ضلعی در بالا با گوشه سازی به دایره تبدیل شده و گنبدی كروی و ساده ای بر فراز آن جا گرفته است.

مجموعه تاریخی بازار اردبیل در سالهای اخیر از طرف سازمان میراث فرهنگی تعمیر ومرمت شده و به شماره 1690 به ثبت تاریخی رسیده است.

کلیسای اردبیل

چون اردبیل برسرشاخه ای از راه معروف ابریشم قرار داشت مركز مهم بازرگانی ایران با قفقاز و ماورای آن به شمار می رفت. به این جهت جماعتی از شرق و غرب ایران بدین شهر آمد و شد داشتند ارامنه از جمله این جماعت بودند كه از قدیم الایام ، حتی قبل از تاسیس سلسله صفوی به این شهر آمده در آن متوطن گردیدند وكوچه و محله مخصوصی هم برای خود به وجود آوردند كه امروز نیز به نام ارمنستان خوانده و نزدیک مجموعه بازار اردبیل قرار دارد. هزینه بنای كلیسای اردبیل را كه به سال 1876 میلادی بنا شده است ، خانواده "گالوست میرزابان" از خانواده های ارمنی مقیم اردبیل متقبل شده و به اهتمام شاپور خاچاطور شهبازیان بنا شده است. تا سال 1944 میلادی این كلیسا فعال بوده وآخرین مراسم مذهبی و نماز جماعت رادر سال 1944 میلادی كشیش وارطان ژاما گورسیان انجام داده است. از آن تاریخ به بعد به علت مهاجرت آخرین خانواده ارمنی از اردبیل به تهران و تبریز انجام مراسم مذهبی در كلیسا تعطیل شده است. امروز كه از عمر كلیسای مریم مقدس اردبیل متجاوز از یك قرن می گذرد ، متعلقات بنا ازجمله حمام و مدرسه به طور كامل از بین رفته فقط بنای كلیسای در حال استیصال به حیات غیر فعال خود ادامه می دهد. درحال حاضر حتی یك خانواده ارمنی در اردبیل مقیم نیست.

 گزیده ای از جغرافیای اردبیل

كوهستان عظیم وآتش فشان سبلان كه به زبان آذری ساوالان خوانده می شود از كوه های متعدد بلندی چون صائین ، نرمیق ، قوشه داغ ، و… تشكیل شده است. دامنه های این كوهستان در بخش مركزی از چهارسو به شهرستان های مشکین شهر و اهر در شمال ، تبریز در مغرب ، سراب درجنوب و اردبیل در شرق مشرف می باشد. سبلان به شكل مخروط زیبائی است و دهانه آتش فشان خاموش آن در حال حاضر به صورت دریاچه ای در آمده است. اطراف این دریاچه در تمام سال پوشیده از برف و یخ است. قله اصلی یا آتش فشان آن به نام "سلطان ساوالان" بلندترین نقطه آذربایجان و پس از دماوند بلندترین قله ایران است. کوهستان ساوالان از كانون های مهم آبگیر دائمی رودهای آذربایجان می باشد. دامنه های شمالی آن به دره رود قره سو و اهرچایی و دامنه های جنوبی آن به شاخه ها ی آجی چای منتهی می گردد. بنابراین سبلان بخش عمده ای از آب های حوضه رود ارس و دریاچه ارومیه را تامین می كند در دامنه های سبلان چشمه های فراوان آب گرم وآب سرد معدنی وجود دارد كه در فصول مختلف مورد استفاده اهالی وگردشگران قرار می گیرد. در بالای قله سبلان حفره ای وجود دارد كه دهانه آتش فشان سبلان بوده است و امروزه به صورت دریاچه ای در فصل گرم ظاهر می شود.

 سوگواری های مذهبی

شاخسه ی

یك ماه قبل از حلول ماه محرم به خصوص از فردای عید قربان با تشكیل دسته های شاه حسینی ، كه در محل به شكل "شاخسه ی" عنوان می شد مراسم آغاز می گشت تقریبا یك ساعت از شب گذشته ، با دستور رئیس شاه حسینی ها صف بسته می شد در حالیكه حاضرین چوبدستی را مثل شمشیر در دست راست می گرفتند دست چپ را از پشت بركمر نفر سمت راست قرار می دادند و به این طریق صف فشرده و مرتبی به وجود می آوردند. صف مردان به صورت محیط دایره بزرگی درآمده ودر جواب اشعار و ابیاتی كه رئیس دسته با آهنگ تحریك كننده ای می خواند همه كلمه شاه حسین را كه به صورت شاخسه ی تلفظ می كردند اشعار سردسته كه بیشتر جنبه حماسه داشت آمادگی گویندگان را برای فداكاری در راه حضرت حسین بن علی بیان می داشت وآهنگ هیجان انگیز وحركت پای افراد نیز با آن موزون بود. اجرای این مراسم هم اکنون در اردبیل منسوخ شده است.

طشت گذاری در اردبیل

از مراسم دیگر عزاداری كه خاص اردبیل است یكی هم طشت گذاری در مساجد وتكایا است. سه روز به آغاز محرم مانده طشت گذاری آغاز می شد و روز اول محلات بزرگتر اقدام به طشت گذاری می كردند و این سنت امروز نیز معمول است هر یك از محلات چند روز پیش دعوتنامه ای برای علما وبزرگان می فرستادند و از آنها برای طشت گذاری دعوت می كردند و چون این مراسم بعدازظهر صورت می گرفت از اینرو شركت طبقات نیز میسر می شد. طشتها را از چند روز پیش از طشت گذاری تمیز می شستند و در جائی از مسجد آماده حمل به مسجد می كردند. حمل طشتها به این طریق بود كه دسته سینه زنان و زنجیر زنان به محلی كه طشتهای محله در آنجا بود می رفتند و ریش سفیدان وكسانی كه حامل طشتها بودند آنها را بر دوش گرفته و جلوی دسته حركت می كردند چون طشتها به مسجد می رسید آنگاه طشتها را در جای مخصوص خود، كه غالبا طاقچه بزرگی با سقف ضربی بود می گذاشتند و بلافاصله آنها راپر از آب میكردند. قرائت فاتحه كنار طشت در بعضی از مساجد تشریفات و شان مخصوصی داشت در بین مساجد اردبیل فاتحه مسجد جامع به ویژه در شب عاشورا ، معروفیت زیادی داشت ودعای آن به وسیله خانواده سید احمد حسینی و پدران او خوانده می شد.

تشریفات حركت یك دسته در خیابان

جلوتر از همه و در پیشاپیش دسته بیرق محله حمل می شد این بیرق نماینده آبرو و احترام محله و شعبات آن است. بعد ازآنها ریش سفیدان محله و بین این علمها ، طبل زنها وسینه زنها و زنجیر زنها قرار دارند هر یك از محلات و شعبات تابعه آن چنین دسته ای تشكیل داده و در آنروز معین پشت سر هم به سمت بازار حركت می كنند. وقتی دسته جلوی مسجد محله دیگری می رسد بزرگان و ریش سفیدان آن محله در حالیكه بیرق محله را همراه دارند ، به استقبال می آیند طبل و شیپورزنان دراین لحظه از طرف دسته نسبت به محله ای كه وارد می شوند ادای احترام می كنند و باآهنگ خاصی سلام می گویند. هر یك از دودسته زنجیرزنها و سینه چیها پس از ورود به میدان جلوی مسجد به ترتیب نوحه خوانی وعزاداری می كنند وپس از پایان آن از طرف محله ای كه وارد آن شده اند با چای و شربت پذیرائی شده آنگاه با آهنگ طبل وشیپور به طرف محله دیگر حركت می كنند.

تاسوعا ومراسم شمع گذاری

روز نهم محرم یعنی تاسوعا مراسم دیگری دارد در این روز اردبیلیان در41 مسجد شمع روشن می كنند. این شمعها نذری است و معمولا اشخاص برای برآورده شدن حاجات خود چنین نذری می نمایند. وقتی افراد چنین دسته ای به مسجدی می رسند در كنار طشت آن در ظرفهای مخصوص شمع سوز ، شمع ها را روشن می كنند و از طشت می بوسند وحاجت خود را طلب می كنند وقتی كه آفتاب غروب می كند در بیشتر مساجد مردم و دسته های شمع گذار در كنار طشت گرد می آیند و فاتحه می خوانند.

عاشورا در اردبیل

روز عاشورا اردبیل نمای حزن انگیزی دارد ترتیب داخلی دسته ها امروز نیز رعایت می گردد. ولی در گذشته اجزای دیگری هم بر آنها اضافه می شدكه امروز متروك یا ممنوع میباشد و آنها اسرا ، كه دختربچه هائی بودندكه لباس سیاه برآنها میپ وشانیدند و بر شترهائیكه روی آنها فرشهائی می انداختند سوار می كردند وخاطره اسیران كربلا را زنده می نمودند و دیگری قمه زنها ، جوانان ومردانی بودند كه برای برآورده شدن حاجات خود در این روز قمه زدن برسر خود را نذر می كردند وبالاخره شبیه گردانها نیز كسانی بودندكه درآن روز با پوشیدن لباسهای مخصوص صحنه هائی را به صورت جنگ عاشورا در میدانگاههای جلوی مساجد ترتیب می دادند بیشتر شبیه ها مربوط به سرگذشت خود امام حسین درمیدان كربلا بود پایان این صحنه ها ، قمه زنان خود را به وسط میدان می انداختند وبا قمه های تیزی كه در دست داشتند بر سر خود مینواختند. ولی قمه زدن وشبیه درآوردن در سال 1310 خورشیدی از طرف دولت ممنوع گردید. مراسم عاشورا معمولاً حوالی ساعت یك بعد از ظهر پایان می یافت ولذا دسته ها به هم می خورد و هركسی برای صرف ناهار می رفت شب یازدهم شب شام غریبان خوانده می شد اول شب مردم در مساجد جمع می گشتند ودر حالی كه چراغها را خاموش میكردند عزاداری می نمودند. سخنگویان و نوحه خوانان غالبا درباره احوال حرم سرای حضرت حسین بن علی و عیالات و اطفال آن حضرت در چنین شبی مطالبی می گویند.

سبک معماری در اردبیل

معماری از قدیم در اردبیل معمول بوده و برخی از آثاریکه بندرت از دورانهای گذشته در این شهر باقی مانده حکایت از آن دارد که طراحان و سازندگان آنها اطلاعات وسیع و مهارت کافی در کار خود داشته اند. این آثار معمولاً به صورت اماکن مذهبی و حمام و کاروانسراست و برخی از خانه های اعیان و اشراف سابق نیز با سبک معماری قابل توجهی بنا گردیده است.

سبک این خانه ها بر پایه تقارن بود بدین معنی که علی الاصول در وسط ساختمان تالار بزرگی به شکل مستطیل می ساختند و در پشت آن به درازای تالار آشپزخانه که آنرا مطبخ می گفتند بوجود می آوردند تالار محل پذیرایی بود و بزرگی آن با امکانات مالی و موقعیت اجتماعی صاحبخانه بستگی داشت. قسمتی از تالارها را در طول ضلع شمالی به سه دسته تقسیم می کردند قسمت وسط را که اندکی از سطح تالار بلندتر می شد "مخارجه" می گفتند و جزو تالار منظور می داشتند ولی طرفین آنرا به صورت دو اتاق کوچک درآورده درب ورودی زیبایی متناسب با زیبایی تالار بین آنها و تالار می گذاشتند و آنها را "صندوقخانه" و گاهی "قولچا" می گفتند. در طرفین شرقی و غربی تالار دو دهلیز بزرگ و وسیع منظور می داشتند و در کنار هر یک از آنها و روبروی تالار یک اتاق می ساختند در طبقه دوم چهاربالا خانه وجود داشت که دوتا از آنها روی دهلیز و اتاق شرقی و دوتای دیگر روی اتاق و دهلیز سمت غربی تالار بود و چون پوشش سقفها عموماً با تیرهای چوبی صورت میگرفت از اینرو از ساختن طبقات دیگر خودداری می گشت و برای حفظ زیبایی ظاهر معمولا سقف آنها بلندتر ساخته می شد. مصالح ساختمانی غالباً خشت و آجر و آهک بود ولی پی های خانه ها را همیشه با سنگ لاشه و آهک می گرفتند و نمای ساختمان را تا ازاره یعنی تا زیر پنجره ها با سنگهای حجاری شده و از آن به بالا با آجر می ساختند و جرز آجرها را با گچ بند می کشیدند. چون اردبیل همواره در معرض تهاجم بوده و غارتهای مکرری بخود دیده است از اینرو برای صیانت خانه ها دیوارهای بیرونی آنها بلند ساخته می شد و کوچه ها نیز تنگ و پیچ در پیچ منظور می گشت.

زبان و گویش های منطقه

تاریخچه زبان منطقه

قبل ازمهاجرت آریاها به فلات ایران ، مردمی در این سرزمین زندگی می كردندكه بومی محل بودند و به زبان مخصوصی سخن می گفتند. آمدن آریاها را بدین نواحی از بیست تا چهارده قرن قبل ازمیلا د می داند ولی تحقیقات دیگری كه در این زمینه صورت گرفته است حكایت از آن دارد كه پنجهزار سال پیش قوم "اورارتو" كه محققان آنرا شاخهای از نژاد آریایی می دانند دراین ناحیه ، یعنی منطقه ای كه درجنوب كوههای قفقاز از ارمنستان تا كردستان و خلخال و سراب (در شرق وجنوب اردبیل ) واقع است ، زندگی می كردند. زبانها ی باستانی با آن كه دراصل و ریشه یكی بوده است به سه شكل پارسی قدیم ، اوستائی و پهلوی منقسم می دانند و بیشتر زبانهای كنونی ایران را شاخه های دگرگون گشته آنها می پندارند. زبان اوستائی از آن جهت كه اوستا ، كتاب دینی زردشت ، بدان نوشته شده است بزبان اوستائی معروف گشته است. این پیامبر ایران باستان از آذربایجان و به احتمال قریب به یقین از مغان اردبیل و دامنه های كوه سبلان برخاسته وكه همان زبان مادها بود به این ترتیب میتوان گفت كه زبان اوستائی قدیمترین زبان آریائی است كه احیاناً اردبیلیان باستان بدان سخن گفته اند چون مادها شكست خوردند زبان پارسی ، بر اثر تسلط هخامنشیان ، در آذربایجان نفوذ یافت ولی ساكنان این منطقه باز زبان پیشین خود راحفظ كردند وحتی در عهد سلوكیها و اشكانیها وساسانیها نیز بزبان آذری ،كه همان زبان مادی آمیخته با لغاتی از زبان بومیان پیشین بود سخن می گفتند.

زبان تركی

زبان تركی رهاورد تركان است كه با نفوذ تدریجی آنها در این منطقه كم كم رایج گشته است. طوایف ترك نژاد برای بدست آوردن مراتع و چراگاه بسمت ایران آمدند ولی با اقتداری كه دولتهای اشكانی و ساسانی داشتند اجازه ورود به ایران نمی یافتند چون ساسانیان منقرض شدند و درنتیجه قبایل ترك بداخل ایران نفوذ كردند.

رقص و آواز در اردبیل :

برخی از هنرها مثل رقص گویی اساسش با خمیره آدمی سرشته و جزو ودایع طبیعت در نوع انسان بویژه طبقه بانوان گذاشته شده است مطربی عنوانی برای رقاصهای مجامع عمومی بود و کار ناستوده ای به شمار می آمد و جز پسران جوان فاقد خانواده کسی از آن استقبال نمی کرد. در اردبیل نوازندگان زن را "سازاندا" می گفتند ولی دسته نوازندگان مرد را "عاشق مطرب" می نامیدند. موسیقی نیز که از هنرهای انسان به شمار می آید در عرف مردم اردبیل گناه شمرده می شد ولی کمتر کسی بود که آنرا دوست ندارد. این بود که علاقه مندان آنرا در خفا یاد می گرفتند و در برخی از خانه ها ارکسترهای خانوادگی تشکیل داده با ضرب و دف و "گارمان" بساط سرور و شادی برپا می داشتند ولی ساز زدن را درمجالس عمومی کار مطربان می دانستند. آلات موسیقی قدیم در اردبیل معمولا دف ، ضرب کمانچه ، تار ، نی لبک ، قره نی ، و در اواخر گارمان بود. ولی استادان بزرگ بدون استفاده از آنها و گاهی فقط با در دست گرفتن یک سینی و حرکت دادن انگشتان خود بر روی آن آواز می خواندند.

اردبیل ومذهب تشیع

در اردبیل نیز با آنكه مذهب شایع آئین شافعی بود باز كسانی به خاندان حضرت علی ارادت می ورزیدند و هروقت مقتضیات زمان برای ترویج آن كیش مساعد می گشت به تبلیغ تشیع می پرداختند. در اردبیل ، با نفوذ و قدرتی كه فرزندان شیخ صفی الدین به دست آوردند ، شیعیگری رواج یافت و شیخ جنید و شیخ حیدر صفوی ، جد و پدرشاه اسماعیل اول ، در زمان خود به حمایت از آن مذهب برخاستند وخود شاه اسماعیل نیز ،پس از آنكه بر اریكه قدرت تكیه زد ، آن را مذهب رسمی ایرانیان گردانید از آن تاریخ مردم این شهر مذهب تشیع اختیاركردند وكنون نیز بدان مذهبند. به هر حال شیعیان اردبیل امام دوازدهم راحی وغائب می دانند و معتقدند پس از آنكه به امر خدا ظهوركرد دنیا را پر از عدل و داد خواهد كرد.

تغییرات فرهنگ را در این باب می توان به تغییرات تعلیم وتربییت و رشد فكری و علمی و معنوی اردبیل درطی زمان اختصاص داد.

تعلیم وتربیت از لحاظ تاریخ ، با پیدایش خود بشر تعلیم تربیت نیز آغاز گشته است با این تفاوت كه با وجود وحدت هدف ، محتوای این دوكلمه در هر دوره ای با دوره های دیگر متفاوت بوده است. ما در همان سده های اولیه اسلام به نام دانشمندانی از اردبیل برمی خوریم كه نه تنها درمحدوده آذربایجان نشر علم و دانش می نموده اند بلكه برخی از آنان ، مثل ابوجعفر بن محمد اردبیلی از حافظان بنام قرآن بوده اند آنچه دركتابهای تاریخ در باب مدارس قدیم این شهر به چشم می خورد حكایت ازآن دارد كه اردبیل در دوره های بعد نیز از مراكز مهم تعلیم و تربیت و علوم قدیمه بوده و مخصوصاً در زمان شیخ صفی الدین وفرزندانش رونق زیادی داشته است. به هر تقدیر شیوه تعلیم وتعلم قرنها در اردبیل به صورت متد قدیمی بوده وخانقاهها ومساجد و مدارس علوم دینی و مكتبخانه ها به عنوان عمده ترین مراكز آموزشی به شمار می آیند. تغییر شرایط جهانی وگشوده شدن باب علم و دانش در غرب كه حاصل رنسانس دركشورهای غربی بود شیوه آموزشی را تغییر بنیادی داده وآن را از هر جهت دگرگون كرد ایجاد مدارس جدید بابرنامه های آموزشی علوم ریاضی وتجربی وجغرافیا و جامعه شناسی و تشكیل دانشگاههای بزرگ و انجام تحقیقات و پژوهشهای وسیع علمی راه جدیدی را برای پویندگان دانش بشری گشود. با وجود اینكه تقریبا پنجاه سال پس از تاسیس دارالفنون درتهران اولین سنگ بنای مدرسه جدید در اردبیل به نام مدرسه نصریه توسط محمد ولیخان تنگابنی گذاشته شد ، اولین فعالیت آموزش عالی درشهرستان اردبیل از سال 1357 آغاز به كاركرد كه از آن زمان تا كنون دانشگاه پیام نور واحد اردبیل و دانشگاه آزاد واحد اردبیل و دانشگاه محقق اردبیلی و علوم پزشكی در رشته های مختلف و هم چنین ایجاد دانشگاهها درشهرستانهای تابعه براعتلای علم ودانش دراردبیل گام برمی دارند.

Powered By alidaei.ir